آفتابت
- كه فروغ رخ «زرتشت» در آن گل كردهست
آسمانت
- كه ز خمخانه «حافظ» قدحي آوردهست
كوهسارت
- كه بر آن همت «فردوسي» پر گستردهست
بوستانت
- كز نسيم نفس «سعدي» جان پروردهست
همزبانان مناند.
مردم خوب تو، اين دل به تو پرداختگان
سر و جان باختگان، غير تو نشناختگان
پيش شمشير بلا
قد برافراختگان،سينه سپرساختگان
مهربانان مناند.
نفسم را پر پرواز از توست
به دماوند تو سوگند كه گر بگشايند
بندم از بند ببينندكه:
آواز از توست!
همه اجزايم با مهر تو آميخته است
همه ذراتم با جان تو آميخته باد
خون پاكم كه در آن عشق تو ميجوشد وبس
تا تو آزاد بماني
به زمين ريخته باد!
شعری از فریدون مشیری
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 2:6  توسط م.خندان
|
نمیه های شب بود. بی خوابی من علت گفت و گویی شد. آن هم از نوع جدیدش. اینترنتی اش می شود Chat . با نام آشنایی که تا به حال ندیده امش و می گویند که پسرخاله ام است صحبت می کردم . حمید پروین جاه . البته پسرخاله ای که متولد 1325 است و از سال ها قبل از انقلاب ساکن ینگه ی دنیا شده است . بعد از احوال پرسی گفتم از جریان مذاکره ی ایران و امریکا خبر داری؟
گفت: نه !
گفتم که جریان از این قرار است و فعلا و ظاهرا بر سر مسائل عراق است .
گفت : زمان و مکان چه ؟
گفتم هنوز معلوم نیست !
گفت: ای کاش مذاکره کننده ها نماینده های دو ملت بودند.
گفتم : حقیقت این است که دولت ها نماینده ی مردم هر کشوری هستند اما واقعیت چیز دیگری است . . . حقیقت با واقعیت فرق دارد . . . . - همان چیزی که در ماتریکس به نوعی دیگر و در لفافه عنوان شد - حقیقت آن چیزی است که باید باشد اما واقعیت آن چیزی است که هست . . .
+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 17:25  توسط م.خندان
|
یادم می آید در فضای باز سال های آخر دهه هفتاد شبکه چهار میزگردی گذاشته بود با حضور دکتر صادق زیباکلام و یکی دو نفر دیگر که نامشان در خاطرم نیست. یادم است که موضوع بحث شان مسائل سیاسی روز بود. اما در میان صحبت هایشان دکتر زیباکلام مثل همیشه با قاطعیت و خیلی محکم گفت : که بی شک تا چند سال آینده بحث عدالت اجتماعی به عنوان مطرح ترین بحث روز در کل جامعه در جریان خواهد افتاد. امروز پیش بینی دیروز آن استاد دانشگاه برایم مثل چراغی در مقابل دیده گانم روشن شده است.
هر چند حاکمیت شریان های انتقال آزاد اطلاعات را به روی مردم بسته است و از بار سیاسی خروجی های اخبار و اطلاعات به شدت کاسته شده است اما در کلیتِ اجتماع مردم حتی عامه ترین آن ها خیلی خوب از عهده ی تحلیل مسائل روز در حد بضاعت خودشان برمی آیند. یا به نوعی دیگر می توان گفت همان اندازه که مردم در دوران اول خاتمی تشنه ی سیاست و حرف سیاسی بودند به همان میزان امروز تشنه ی اقتصاد و عدالت اقتصادی که متعاقب آن عدالت اجتماعی به وجود می آید هستند.
*****
روز اول نوروز وقتی با یکی از بستگان از ینگه ی دنیا تلفنی صحبت می کردم گفت عیدت مبارک باشه و صد سال به این سال ها. بعد از صحبت کمی به این جمله فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اصل این جمله بوده است صد سال به از این سال ها . در اصل خواست گاه این جمله به نوعی نارضایتی اجتماعی بر می گردد. یعنی سال و سال هایی که تا الان بر ما و شما گذشته سال های مورد رضایتی نبوده پس ان شاءالله صد سال بعدی برای شما و ما خوب باشد.
*****
دیدن فیلم ما همه خوبیم اثر تاثیر گذار بیژن میرباقری باز در همین زمینه بود. نابرابری ها و مشکلاتی که طبقه ی متوسط با آن به سختی دست و پنجه نرم می کند. بیان نا برابری ها و مشکلات عدیده ای که عموم مردم ما با آن ها سروکار دارند و همین باعث می شود که بگوییم صد سال به از این سال ها .
عدالت اجتماعی را از که باید طلب کنیم . . . .؟
+ نوشته شده در جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 1:24  توسط م.خندان
|